_عرفان سیف هستم فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه سوره. ۲۸ سالمه و نزدیکه ۶ ساله که در حال فعالیت در حوزه سه بعدی و معماری هستم.

_مهدی سیف هستم، برادر آقا عرفان. از سال ۹۶ که فارغ التحصیل شدم از دبیرستان، به واسطه ی برادرم با مرکز ملی کامپیوتر گرافیک ایران آشنا شدم و کلاس استاد بندری را شرکت کردم و الان سه ساله که از ابتدای ورودم به دانشگاه به عنوان دانشجو، مشغول کار معماری هستم. با علاقه خودم وارد این کار شدم. شاید خود معماری برای خیلی از افراد جذابیت نداشته باشه ولی پای سیستم نشستن و کارای طراحی جذاب باشه و این جذابیت رو برای من این کلاس ها ایجاد کرد.

_سال ۹۱ که کنکور دادم چون علاقه ای به رفتن خدمت سربازی نداشتم، تصمیم گرفتم که وارد دانشگاه بشم. هیچ علاقه ای هم به هیچ یک از رشته های دانشگاهی نداشتم. دنبال رشته ای بودم که از شر درس هایی مثل هندسه و شیمی که هیچ کاربردی در کشور ما نداره به جزرتبه های برتر خلاص بشم. دانشگاه رو هم به این دلیل انتخاب کردم که از اشتغال به تحصیل آن استفاده کنم. حالا چه رشته ای بهتر از معماری که پروژه محور است و عملی و بیشتر خوش میگذره. البته چیزی که شنیده بودم این بود. چیزی که با اون مواجه شدیم متفاوت است. به دلیل گذراندن ایام و گرفتن اشتغال به تحصیل وارد دانشگاه شدم. علاقه ای هم به رشته معماری نداشتم. آشناییتی هم با این رشته نداشتم. فکر میکردم معماری یعنی رفتن سر ساختمان و بنایی. با هرکسی پیرامون معماری صحبت کنید، این رشته را با بنایی یا نقاشی اشتباه میگیرد. در صورتی که اصلا چنین نیست. اوایل دوران دانشجویی که فقط نقاشی میکشیدیم. هرکسی که مارو میدید مسخرمون میکرد و میگفت رفتید دانشگاه که فقط نقاشی بکشید. اما به مرور زمان من به این حوزه علاقه مند شدم. وارد حوزه طراحی که شدیم علاقه مند بودیم که ایدمون رو بیاریم روی کاغذ. خب روش های مختلفی برای این کار وجود داشت. اسکیس و راندو بسیار زمان بر بود و نیاز به دست بسیار قوی داشت.

یکی از دوستان بود که با نرم افزار تری مکس کار میکرد. من هم، اون زمان با نرم افزار اسکچاپ کار میکردم. از روی علاقه این نرم افزار رو یادگرفتم و سعی میکردم نیازم رو با اون برطرف کنم. همونطور که میدونید، اسکچاپ نرم افزاری است مثل پینت ویندوز. بسیار سادس و من تمام تلاشم رو میکردم که بتونم از این نرم افزار یک رندر خوب و با کیفیت دربیارم. به همین جهت زمان زیادی صرف کردم. تحقیقات گسترده ای انجام دادم تا بتونم از اسکچاپ رندر خوبی دربیارم. ولی خب باز اون نتیجه ای که میخواستم از این نرم افزار در نمیومد و مدل سازی هم توی این نرم افزار زمان زیادی میبرد. به این فکر افتادم که نرم افزار تری دی مکس رو یادبگیرم. یکی از دوستانم بود که با این نرم افزار کار میکرد و رندر های خوبی هم از این نرم افزار میگرفت. وقتی ازشون میپرسیدم که چطور به این مهارت رسیدی، پاسخی دریافت نمیکردم. هرچقدر من اصرار میکردم، ایشون از پاسخ سر باز میزدند. شاید چون فکر میکردند دست توی این کار زیاد میشه. یک بار در بین صحبت هاشون اسم استاد بندری رو بردن و این اسم توی ذهن من موند. من هم اسم استاد بندری رو توی اینترنت سرچ کردم و فهمیدم که چنین شخصی واقعا وجود داره. با سایت مرکز ملی سه بعدی آشنا شدم. اواخر اسفند ماه بود که من با مجموعه تماس گرفتم و گفتم که من تصمیم به ثبت نام توی دوره ها رو دارم. از من پرسیدن که معرفتون کیه؟ منم گفتم والا معرفی ندارم ولی یک نفر به شکل غیر مستقیم من رو معرفی کرده. و در نهایت برای ثبت نام به محل آموزشگاه اومدم. اون موقع هزینه کلاس ها برای کل دوره ها حدود یک میلیون و دویست هزار تومن بود. خب این هزینه برای من سنگین بود. دوستانم با حداکثر هزینه ی سیصد هزار تومنی کلاس تری دی میرفتن. ولی خب نتیجه ی خوبی نمیگرفتن و مجبور بودن دوباره با پرداخت همین مقدار هزینه جای دیگری دوره بگذرونن. خب من نمیخواستم این اتفاق برای من هم بیفته. از طرفی این آموزشگاه هم برای من ریسک بود ولی چون یک نفر رو دیده بودم که رندر و خروجی خوبی داره تصمیمم بر این شد که ثبت نام کنم.

پس از گذشت دو هفته از شروع کلاس ها، به دلیل نوع تدریس استاد من خیلی به کلاس علاقه مند شده بودم و این کلاس برایم خسته کننده نبود. در همین بین که فقط دو هفته از دوره آموزشی من میگذشت، که یکی از دوستان از من درخواست انجام پروژه ی سه بعدی داشت و من هم با اعتماد به نفس کامل پذیرفتم، چرا که با اسکچاپ آشنا بودم و هرجا که به بن بست میرسیدم با این نرم افزار نیازم رو مرتفع میکردم. خلاصه من این پروژه رو انجام دادم و به دوستم تحویل دادم. هزینه ای که برای انجام این پروژه دریافت کردم حدود یک میلیون تومن بود. در اون زمان من خیلی نگران پرداخت شهریه دوره تری دی مکس استاد بندری بودم که هفته ی دوم با انجام این پروژه، هزینه ی دوره فراهم شد. با خودم گفتم کلاسی که هنوزجدی نشده میتونه انقدر خروجی داشته باشه، قطعا در پایان نتیجه ی بسیار خوبی خواهد داشت.

بعد از تحویل دادن اون کار من کار بعدی رو گرفتم در حال که من هنوز در میانه راه آموزش بودم. تا جایی پیش رفتم که بعد از عید انقدر کار گرفته بودم، مجبور شدم کلاس رو شرکت نکنم. یعنی من انقدر کار داشتم از استاد خواهش کردم اگر میشه من ادامه ی این دوره رو شرکت نکنم تا بتونم کار ها رو انجام بدم و دوره بعدی دوباره سر کلاس حضور پیدا کنم. در صورتی که همکلاسی های من در اون دوره هنوز مثل من وارد بازار کار نشده بودند. من همیشه مقاومت داشتم و دارم نسبت انجام کار های معماری اما توی این مسیر افتادم و کم کم کار جدی شد.

روزی یکی از دوستانی که من براش کار تری دی انجام داده بودم به من زنگ زد و گفت عرفان! ما یکی از آشناهامون شهردار بندر ماهشهره و دنبال تری دی کار میگرده، شما کار تری دی انجام میدی؟ من هم دستم توی این زمینه قوی شده بود و قبول کردم. ازشون خواستم که کار رو برام توضیح بدن. که خود شهردار بندر ماهشهر با من تماس گرفت و کار رو توضیح داد. پروژه، بازار بندر ماهشهر بود. تری دی رو براشون زدم و شهردار پسندید. بعد از مدتی شهردار دوباره با من تماس گرفت. گفت که ما پروژه ای داریم ولی طراح نداریم شما طراحی بلدید؟ که من گفتم رشتم معماریه و از خدامه که این کار رو انجام بدم. در نهایت تری دی سکوی پرتابی شد برای ورود من به بازار کار معماری اونم در شهرداری و شهرداری بندر ماهشهر.

کار رو به من دادن، من انجام دادم و الحمدلله موفقیت آمیز بود. گذشت، شهردار دوباره با من تماس گرفت و از من خواستن که به بندر ماهشهر برم. شهردار گفت که ما ۱۵ پروژه داریم که پروژه بازسازی بندر ماهشهره. بیا اینجا از پروژه ها بازدید کن. در این زمان من هنوز دانشجو بودم و درسم تمام نشده بود. همچنین به دلیل وقفه ای که بین کلاس های استاد بندری افتاده بود، کلاس تری دی مکس هم هنوز تمام نکرده بودم. در همین زمان کار بندر ماهشهر رو به شکل جدی شروع کردم.

ازون به بعد هر ترم من کار تری دی بچه های دانشگاه رو انجام میدادم. هرکدام ازین بچه ها خودشون پروژه داشتن، آشناهایی توی این زمینه داشتن. به غیر از پروژه های دانشجویی پیشنهاد کار های جدی هم به من میدادن و من انجام میدادم. کارهایی مثل بازسازی فضاهای داخلی مثل اتاق، آشپزخانه و غیره. همچنین تلاشم رو کردم که میان این حجم کار دوره تری دی مکس استاد بندری رو هم تمام بکنم و این کار رو هم کردم.

بعد ازون از یک دفتر معماری توی نیاوران با من تماس گرفتن و به من پیشنهاد کار طراحی و تری دی دادن. اونجا اولین کار جدی من توی تهران کلید خورد. پروژه ای رو توی اتوبان صدر با موفقیت انجام دادم. جای خوبی هم بود. همه میدیدن و من میتونستم اون پروژه رو به عنوان نمونه کار به همه معرفی کنم. 

_ به نظر من یکی از ایراداتی که توی کار سه بعدی وجود داره اینه که کارفرماها از فردی که در امر سه بعدی خبره است، انتظار طراحی هم دارند. در صورتی که این دو، کاملا از هم جدا هستند. شاید کسی که در زمینه ی سه بعدی خبره است، علاقه ای به کار طراحی و معماری نداشته باشه ولی خب این راهی بود که ما به طراحی و معماری علاقه مند شدیم.

_یکی از جذابیت های کارسه بعدی اینه که شما میتونید از تخیلات و تصور خودتون استفاده کنید و اون رو عینیت ببخشید. مثلا هرکسی یک خانه رویایی و آرمانی برای خودش داره، حداقل جذابیت که کار طراحی و سه بعدی داره اینه که میتوان این خانه رویایی را طراحی کرد و به اون عینیت بخشید. کاری که من هنوز که هنوزه بار ها انجامش میدم. و خونه رویاییم رو رندر میگیرم. گاها پیش اومده که همین رندر ها برای ما به عنوان نمونه کاری قوی استفاده شده و ما تونستیم با استفاده ازون پروژه ای رو بگیریم.

جالبه که ما توی کشور خودمون برای کارای با ارزش هزینه ای پرداخت نمیکنیم. معماری در ایران به خوبی جا نیفتاده است و کاردست افراد متخصص و خبره نیست. انگار در ایران به این شکله که هرچه بیسوادتر باشی خروجی بهتری خواهی داشت.

_ ولی خب تری دی مکس میتونه به عنوان درب ورودی جهت ورود به بازار کار باشه. چیزی که من خودم از این مدت کار، متوجه شدم اینه که، تحصیلات و کار در ایران دو حیطه ی مستقل از هم هستن. به این معنا که درس و بازار کار خیلی از هم فاصله دارند.

_ به غیر از معدود دانشگاه های معتبر کشور، مثل دانشگاه شریف ، دانشگاه تهران و غیره ما بقی دانشگاه ها و رشته های دانشگاهی فاصله ی بسیار زیادی از بازار کار دارند. ولی خب خداروشکر چون معماری یک رشته ی عملیه، این فاصله بسیار کمتره. ولی خب باز هم این فاصله هست. بسیاری از هم کلاسی های دانشگاه من هنوز نتونستند وارد بازار کار معماری بشند.

_ ما قرار بوده چیزی رو توی دانشکاه یادبگیریم، مهراتش رو کسب کنیم و بعد از اون وارد بازار کار بشیم. ولی خب متاسفانه به این شکل نبود و ما باید برای ورود به بازار کسب و کار مهارت پیدا میکردیم و این مهارت توی دانشگاه به دست نمیاد. تری دی مکس خیلی بستر مناسبی بود تا ما بتونیم به صورت موازی در کنار دانشگاه مهارت افزایی کنیم و بتونیم وارد بازار کار باشیم. و خداروشکر که ما تونستیم از تری دی مکس به درستی استفاده کنیم.

_ راستش همونطور که گفتم من اصلا به نیت بازار کار وارد دانشگاه نشدم، هیچ علاقه ای به معماری نداشتم. قصدم هم از یادگیری تری دی مکس، صرفا علاقه ی شخصی بود. از کار با نرم افزار تری دی مکس و عینیت بخشی به تخیلاتم در این نرم افزار خوشم میومد. توی طول زمان متوجه شدم که من ناخواسته وارد این مسیر شدم ینی از دروازده تری دی مکس وارد حوزه ی طراحی معماری شدم.

در طول این مسیر، ما کار میکردیم، پروژه هایی رو میگرفتیم و انجام میدادیم ولی ازده تا کار، پول هفت تاش رو به ما نمیدادند. وقتی ک من نمونه کار هام زیاد شد در همون زمان دانشجویی، به کمک یکی از دوستان، شرکت تاسیس کردیم. گرچه من هنوز درسم توی دانشگاه تموم نشده بود ولی به کمک یکی از دوستان موفق به ثبت شرکت شدیم. جلوتر ک رفتیم با مشکلات عدیده ای مواجه شدیم. یکی از مشکلات خیلی بزرگ بالا رفتن قیمت ارز بود. قیمت ارز همینجور افزایش پیدا میکرد ولی درآمد ها همچنان همانقدر باقی مانده بود. به خاطر فشاری که در اون مقطع زمانی متحمل شدم، باعث شد به فکر بیفتم که توی اینترنت تحقیق کنم و دنبال شرکت ها ی معماری خارجی بگردم. خیلی وقت گذاشتم و رزومه ای که اون موقع حدود بیست و پنج تا نمونه کار بود رو توی سایت های مختلف معماری فرستادم. اول خیلی با اعتماد به نفس رفتم سراغ کویت. چون ارزش پول کویت خیلی زیاد بود. کویت جواب نداد. بعد از اون رفتم سراغ انگلیس که از این کشور هم جوابی نگرفتم. شرکت های معماری امریکایی خیلی زیاد بودند. نمونه کارهام رو توی این سایت ها گذاشتم و بلخره یکی از این شکرت ها به من جواب داد. رفتم جلو و کار کردم و موفقیت آمیز بود. کار به جایی رسید که میخواستن برای من پول واریز کنند. من هم به این فکر افتادم که حسابی در خارج از ایران باز کنم.  با تحقیق بسیار، حساب Paypal باز کردم. پول توی حساب اومد و بعد از اون متوجه محدودیت در این حساب شدیم. پول بیشتر از سقف حساب، وارد شده بود و ما چون محل سکونتی در خارج از ایران نداشتیم حسابمون به کلی بسته شد.

دوباره از اول شروع کردم و کار کردم. رزومه رو برای شرکت های مختلف فرستادم. با همه ی این فراز و نشیب ها من اولین تجربه ی کار جدیم رو که تونستم پولم رو هم نقد کنم گذروندم. کارفرمایی که من این پروژه رو توی دنور براش انجام دادم، خیلی از من خوشش اومد و کار بعدی رو داد. کار بعدی رو توی تگزاس شروع کردیم. مجتمعی مسکونی بود تحت عنوان مجتمع مسکونی نیکولز. یک سال کار طراحی سه بعدی این مجتمع با تری دی مکس به طول انجامید. کار بعدی رو هم توی آمریکا انجام دادیم و بعد از اون توی مجارستان کار کردیم. جالب اینجاست که کارفرمامون توی اون کشور ایرانی بود. بعد از کار مجارستان، کاری رو توی عمان انجام دادم که از طریق دانشگاه تهران این کار بهمون معرفی شد.

با همه ی این احوالات من باز هم میگم، من خیلی ناخواسته وارد بازار کار معماری شدم. هنوز هم علاقه ای به کار توی این زمینه ندارم ولی باز هم کار میاد و خداروشکر انجام میدیم.

_ نکته ای که توی ارتباط با کشور های خارجی بود، بحث ساخت اکانت بود. خب ما شخص مورد اعتمادی رو نداشتیم که خارج از ایران ساکن باشه و ما بتونیم آدرس اون رو بدیم. به همین دلیل آدرس فیک نوشته بودیم. آشنایان دوری بودند که خارج از ایران ساکن بودند ولی خب، وقتی باهاشون صحبت میکردیم جهت همکاری، بهمون اعتماد نمیکردند که حساب بانکیشون رو در اختیار ما بذارن، چرا که میبایست مالیات سنگینی پرداخت میکردن.

_ هرچند که! من الان دارم مالیات میدم. من تا به حال به دولت ایران مالیات ندادم چرا که تا به الان کاری جدی در ایران نکردم. ولی خارج از ایران مالیات پرداخت کردم. ولی خب درسته که خارج از ایران مالیات زیادی از ما کم میشه ولی خب همه چیز براساس محسبات اتفاق میفته. ما قبل ازینکه کار رو شروع بکنیم نصف مبلغ قرار داد یا خیلی وقت ها کل پول رو دریافت میکنیم. و به همون صورت وقتی کل پول اول کار به حسابمون واریز میشه، بلافاصله مالیات اون از حسابمون کسر می شد.

_ ما مجبور شده بودیم که توی اطلاعات کاربریمون از آدرس های جعلی استفاده کنیم و این باعث میشد خیلی از کارفرماها به ما اعتماد نکنند. همچنین خیلی از سایت ها به دلیل شرایط تحریم کشور ایران رو جزو گزینه های خودش نداره. اگر هم داشته باشه جزو اولویت هاشون نیست.

به عنوان مثال برای همین پروژه دنور ما کشو مجارستان رو انتخاب کرده بودیم و کارفرما مارو به عنوان فرد مجارستانی میشناخت و کار تا جایی پیشرفته بود که کارفرما اصرار داشت ما بریم اونجا و باهاشون ادامه همکاری بدیم که ما گفتیم که ایرانی هستیم و شرایط برای مهاجرت خیلی سخت و دشواره. کارفرما وقتی فهمید ما ایرانی هستیم رسما فرار کرد! از این جور اتفاقات خیلی افتاده.

دو حالت برای کار با شرکت ها و سایت های خارجی وجود داره   یک حالت این هستش که به شکل پروژه ای قراره کار بشه، مثل همین پروژه های که الان در موردشون صحبت کردیم مثل پروژه دنور و تگزاس. یک حالت دیگه  این هست که ابجکت هایی که مدل میکنیم رو داخل سایت های فروش آبجکت میذاریم، که هرکودوم ازین سایت ها قوانین خودشون رو دارند. اگرآبجکتی که مدل میشه از استاندار های اون سایت تبعیت نکنه، ابجک رو برای فروش نمیذارن و ابجکت بلاک میشه. استاد بندری مارو توی این قضیه خیلی جلو انداخت، یعنی سختگیری هایی که ایشون توی روند مدل سازی داشتن باعث شد ما آبجکت هامون خیلی کمتر بلاک بشه و خیلی روند فروش آبجکت داخل این سایت های خارجی برای ما ساده تر شد. ایشون روی جزییات مدل بسیار حساسیت به خرج میدادن و این خیلی مارو جلو انداخت.

من دوستان دیگری دارم و دیدم که اون ها چجوری مدل سازی انجام میدن یا اینکه توی آموزشگاه های دیگه یا استادای دیگه به چه شکل کار میکنن. بلخره وقتی به جایی میرسیم دوست داریم خودمون رو یا حتی جایی که توی اون تحصیل کردیم رو قیاس کنیم با دیگر افرادی که توی این زمینه فعالیت میکنن . وقتی نمونه کار های دیگر دوستان رو میدیدم، با اینکه تجربم نسبت به برادرم یا نسبت به دیگر اساتید این حوزه کمتر باشه و حتی درسم تا به الان به اتمام نرسیده باشه، میتونستم از خیلی از کسانی که در حال تدریس هستند، خیلی ایرادات رو توی مدلینگ بگیرم.

مساله ی دیگری که بسیار نکته جالبی بود و مارو کامل از هم رشته ای های خودمون جدا میکرد این بود که استاد بندری ممکن بود یک ابجکت رو چند بار مدل سازی کنن ولی هر بار با یک روش جدید این مدل سازی اتفاق می افتاد. اینطور نبود که ایشون مثل خیلی از اساتید دیگر فقط از یک روش خاص استفاده کنند و یا روشی رو حفظ کرده باشند. و این تعدد روش ها باعث گسترش کار و آموزش بود و همچنین مشکلات مدل سازی مارو حین کار برطرف میکرد. دوستانی که مدل سازی انجام داده باشند میدونند، برای طراحی و مدل سازی  هر فضا یا ابجکت به روش های مختلف و متعددی نیاز است. این که شی رو فقط از یک منظر نبینند. چه مراحل ساخت اون رو و چه کلیت و نتیجه ی اون رو.  و این باعث میشه شما بتونید هرچیزی که در طبیعت وجود داره رو بتونید به صورت استاندارد جهانی مدل کنید که بعدا بتونید اون رو عرضه کنید.

_ اصلا روند تحلیل ابجکت های سه بعدی برای ما تبدیل به یک مریضی ذهنی شده. یعنی من همین الان به این صندلی که نگاه میکنم در حال تجزیه و تحلیل و تصور مراحل ساخت این ابجکت در نرم افزار هستم. و برای اینکار انواع و اقسام روش ها رو هم توی ذهنم متصور میشم. چیزی که توی بازار کار تری دی مهمه، فقط بازار کار سه بعدی منظورم هست نه معماری. شاید خیلی از دوستان باشند که بخوان برای کسب درامد دلاری ابجکت های خودشون رو در سایت های بین المللی به فروش برسونند. اما متوجه میشوند که ابجکتشون به فروش نرفته یا اصلا سایت اون رو برای فروش تایید نکرده. ابجکت ساختن و عرضه کردن اون، ممکنه امری بسیار ساده باشه. اما مهم این هست که ابجکت شما رایگان نباشه و بتونید اون رو با قیمت مناسب و به تعداد بالا به فروش برسونید. و این با استاندارد ساختن اشیا به دست خواهد امد و این مدل سازی استاندارد، بستگی به این خواهد داشت که شما چگونه آموزش دیده باشید. در تمرین های اولیه خود یادبگیرید آبجکت های استاندار بسازید، حتی اگر فقط خروجی و رندر برای شما اهمیت داشته باشد. اما اگر عادت کرده باشید زمانی که میخواهید آبجکت خود را به فروش برسانید، میتوانید این کار را به سادگی انجام دهید و نتیجه تلاش های خود را خواهید گرفت و پس از یک سال میبینید ابجکت خودتون رو به تعداد بالا به فروش رسوندید. از دوستان من هستند افرادی که بعد از گذشت دوسال موفق به کسب درآمد یک میلیاردی از فروش آبجکت خود شده اند. خب شما کجا میتونید انقدر ساده به این درآمد برسید و مزیت این کار در این است که شما پس از ساخت ابجکت دیگر کاری با این زمینه نخواهید داشت، لازم نیست زمانی برای آن صرف کنید. میتوانید حتی شغل خودتون رو عوض کنید و در زمینه ی دیگری فعالیت کنید. آبجکت برای همیشه روی اون سایت موجوده و به عنوان یک محصول به فروش خواهد رسید. ولی این ها همه بسته به آن است که شما به خوبی آموزش دیده باشید و استاندارد بسازید و استاد بندری در این مورد بسیار سختگیر هستند. من یادم میاد که جلسه سوم یا چهارم دوره آموزشی بودم که یکه آبجکت کلاسیک ساختم و خیلی خوشحال ازینکه تونستم این آبجکت رو مدل کنم اومدم سر کلاس، استاد وقتی آبجکت رو دید بهم گفت آین چیه ساحتی؟! این آبجکت به درد نمیخوره! شما اصن تری دی کار نمیشی! من هم خیلی ناراحت شدم اومدم خونه و آبجکت رو بررسی کردم و دیدم که استاد راست میگه. من برای یه خودم یه روش دیگه به کار بردم و اصلا استاندارد نیست و چوب معلم گل بود و بعد ازون روند مدل سازی من تغییر کرد.

_ این نکته ای که میگن بسیار درسته. آبجکت اگر استاندارد نباشه و استاندارد های لازم جهان مدلینگ رو نداشته باشه توسط اون سایت بلاک میشه یا حداقل فروش مناسبی نخواهد داشت یا به رایگان روی اون سایت برای فروش گذاشته خواهد شد. و اگر به اون سطح مطلوب برسه تازه توسط اون سایت قیمت گذاری میشه و برای فروش گذاشته میشه. پس این مدل سازی درست و استاندارد خیلی مهم و حیاتیه.

نکته ی بسیار جالب دیگه ای که توی روند آموزش استاد بندری وجود داره اینه که استاد خیلی وقتا آبجکت رو فقط از روی یک عکس مدل سازی میکنند. عکس پرسپکتیو! نه عکس سه نما! دوستانی که با حوزه معماری و سه بعدی آشنا هستند ازین موضوع مطلعند. مدل سازی از روی عکس سه نما بسیار ساده تره. شما آبجکت رو از نماهای مختلف میبینی، از جلو، بالا، از عقب و به سادگی اون رو مدل سازی میکنی ولی این مهارتی که استاد روی اون اصرار دارن اینه که شما فقط با یک عکس ساده از یک آبجکت بتونید اون رو مدل سازی کنید. این باعث میشه که شما هر چیزی رو که میبینید مدل کنید و ملزم نباشید که جزییات بیشتری مثل سه نما یا بلو پرینت ازون آبجکت رو داشته باشید.

_ ما وقتی جایی کلاس میریم، اونجا یک سری مطالب رو یادمیگیریم وقتی میایم خونه یادمون میره یا نه، برفرض که اساتید ویدیو آموزشی در اختیارمون بذارن، اما شما پس از اتمام دوره برای آپدیت کردن خودتون احتیاج به گذروندن دوره ی جدید دارید یا حداقل باید برید و توی سایت های مختلف یا یوتیوب بگردید و آموزش های مرتبط با ورژن های جدید نرم افزار رو پیدا کنید. مثلا من دوره ای که گذروندم با مکس ورژن ۲۰۱۴ بود. الان ورژن ۲۰۲۰ نرم افزار وارد بازار شده. من برای کسب اطلاع از امکانات جدید نرم افزار میبایست میرفتم و دوباره دوره جدیدی رو ثبت نام میکردم یا تحت وب به دنبال آموزش های مرتبط میگشتم، تهش هم هیچوقت اطلاعات کاملی به دست نخواهم آورد. نکته ای که کلاس های استاد بندری داره اینه که ایشون ویدیوهای آموزشی خودشون رو در اختیار دانشجو قرار میدن و مهم تر ازون، من میخوام نکته ای رو به عزیزانی که قصد دارند توی این دوره ها شرکت کنند بگم و اون اینه که ویدیو های آموزشی استاد بندری روی سایت همیشه در حال آپدیت شدن است یعنی شما بعد از گذشت زمان شش یا هفت ساله از دوره آموزشی خودتون دیگر لازم نیست دوباره دوره ای رو ثبت نام کنید تا بتونید با ورژن جدید نرم افزار آشنا بشید. به راحتی میتونید وارد پروفایلتون توی پرتال آموزشی بشید و آموزش های مرتبط با مکس ورژن جدید رو مشاهده کنید و آموزش اون رو داشته باشید.

_ نکتش اینجاست، هر بار که دوره جدیدی برگزار میشه، پروفایل همه آپدیت میشه و همه میتونند آموزش های جدید رو مشاهده کنند ولو اینکه چند سال از دوره آموزشی خودشون گذشته باشه.

 

2 دیدگاه‌ها

  1. واقعاً جالب بود
    شما از همون ابتدا کارو توی کشور های دیگه استارت زدین
    واقعاً برای ما باید الگو باشه

برای ارسال نظر و یا پاسخ به نظرات دیگران لطفا در سایت ثبت‌نام نمایید و یا در صورت عضویت ابتدا از بخش ورود لاگین فرمایید.

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید