سارا ابراهیمی هستم متولد آذر ماه سال ۱۳۶۴. لیسانس مهندسی معدن از دانشگاه تهران دارم و مقطع ارشدم رو هم، رشته زلزله شناسی از دانشگاه علوم تحقیقات گرفتم.

تا چند سال پیش من در یکی از هولدینگ های معدنی شستا مشغول به کار بودم. کارشناس اون مجموعه بودم و کارمون این بود که یک سری پروژه های معدنی رو تعریف میکردیم، از شناسایی منطقه تا برداشت های ژئو فیزیکی، آنالیز داده و طراحی سایت مورد نظر و ارزیابی ذخایر و مراحل مختلف یک پروژه معدنی، حتی مناقصاتی که باید انجام میشد تا بتونیم مشاور بگیریم رو انجام میدادیم. و کاری که من انجام میدادم به نوعی طراحی پروژه های اون مجموعه بود. از صفر تا صد. یعنی از گرفتن پروژه و رایزنی با وزارتخانه های مختلف تا برگزاری مناقصات و گرفتن مشاور و کار با مشاوران. که این مشاوران، داده برداشت میکردند، ما باید اون داده ها رو به آزمایشگاه میدادیم تا آنالیز روی اون ها صورت بگیره، بعد روی اون ها تحلیل صورت میگرفت، اعم از تحلیل های اقتصادی و ارزیابی ذخایر که کار نرم افزاری روش انجام میشد. توسط نرم افزاری به نام datamine studio. که نرم افزار شاخص رشته ی معدن هست و تعیین و ارزیابی ذخایر، یکی از کارهایی است که توسط این نرم افزار قدرتمند انجام میشود. پس از تحلیل باید تشخیص میدادیم اون پروژه ای که در حال کار بر روی اون هستیم ، پروژه ای اقتصادی هست یا خیر. پروژه ی اقتصادی، به پروژه ای گفته میشه که انجام اون صرفه ی اقتصادی داشته باشد. پروژه های معدنی به این صورت هست که ابتدا پروژه تعریف میشود سپس داده مشخص میشود، محدوده مشخص میشود، ذخایر مشخص میشود و یه سری جزییات به پروژه اضافه میشود. پس از عبور از این مراحل باید تشخیص داده شود که آیا اون پروژه ازین به بعد صرفه اقتصادی برای انجام دارد یا خیر. پس از تحلیل آمار و اطلاعات تشخیص داده میشد که آیا این پروژه ادامه داده بشود یا نشود. بعد از مدتی به دلیل شرایط مجموعه ای که باهاشون در حال همکاری بودم، مثل انتقال دفتر به یکی از شهرستان های کشور، مجبور به قط همکاری با این مجموعه شدم.

در حال حاضر شغل اصلی من مادری است. ولی یک اندیشکده ای رو به همراه برادرم به پشتیبانی دانشگاه شریف تاسیس کردیم که این اندیشکده ی راهبردی معادن ایران هست. کار ما مشاوره و سیاست گذاری در این زمینه است. در واقع یک نگاه ملی و جهانی میبایست در این قضیه وجود داشته باشه که نداره. ما دوست داریم که این کار رو انجام بدیم به این جهت که بخش معدن از نظر اقتصادی بسیار بخش پر پتانسیلی است و روش تا به الان کاری انجام نشده یا  اینکه اگر بخوام با اغراق بگم خیلی کارهای محدود و مختصری انجام شده. کارهایی که معمولا سلیقه ای است یا صرفا کسی به خاطرعلاقه ی شخصی در اون زمینه کار کرده است. و حالا بخشی از این فعالیت هم مرتبط به بخش های حکومتی است که سازمان صنعت و معدن همین وظیفه را برعهده دارد. منتهی ما نگاهی وسیع داریم. ما میخواهیم تجاری سازی این دانش رو داشته باشیم. یعنی ببینیم که توی این زمینه چه نقاط ضعف و پتانسیل هایی وجود دارد. توی دنیا چه کارهایی انجام شده است. به لحاظ کارهایی تحقیقاتی، تکنولوژی و اینکه ما در ایران چه کارهایی رو انجام دادیم و چه کارهایی رو باید انجام بدیم تا بتونیم این دانش و این پتانسیل خالصی که توی مملکت ما وجود داره رو به منسه ی ظهور برسونیم. من خاطرم هستم موقعی که دانشجو بودم در مقطع لیسانس، یکی از اساتید بسیار خوبمون میگفتن که در یکی از کنفرانس های جهانی با یکی از وزرای شیلی مصاحبه ای انجام شده بود. احتمالا میدونید که شیلی کشوری است که اقتصاد آن بر پایه معدن است و به شدت در این زمینه قوی هستند و کار های بسیاری در این زمینه انجام داده اند. به عنوان مثال کشور ما کشوری است که اقتصاد اون بر پایه نفت است. به همین ترتیب، شیلی هم کشوری است که اقتصاد اون بر پایه معدن استوار است. با وزیر شیلی که صحبت میکردند، ایشون رو مورد تحسین قرار دادند که کشور شما هیچ نگرانی در این زمینه ندارد، ایشون در جواب گفتند که ما فقط ازین میترسیم که روزی، کسی غول خفته ی معادن ایران رو بیدار کند. و این برای خود من همیشه خیلی جالب بوده که ما چه پتانسیل هایی در مملکت خودمون داریم. امیدوارم ما یکی از کسانی باشیم که بتونیم یه تکونی به این غول خفته بدیم و اون رو بیدار کنیم.

حقیقت این هست که یکی از علاقه مندی های شخصی من همیشه کار نرم افزاری بوده است. موقعی که من کار تخصصی رشته ی خودم رو انجام میدادم به دلیل همین علاقه، نرم افزار های تخصصی مرتبط با رشته ی خودم رو هم یادگرفتم و باهاشون کار میکردم. شاخص ترین نرم افزار رشته ی ما datamine است. که خیلی نرم افزار سخت و پیچیده ای است.  و یکی از کارهای که این نرم افزار در حوزه ی اکتشاف انجام میدهد ، ارزیابی ذخایر معدنی است. به این صورت که شما برای یک پروژه میلیون ها داده دارید، باید اون داده هارو با توجه با عیار هر کدام به هم مرتبط کنید، که خیلی کار زمان بری است و به دقت بسیار زیادی احتیاج دارد و با توجه به اینکه ما از نرم افزار های اورجینال استفاده نمیکنیم، ممکنه وسط کار این نرم افزار هنگ کنه و بسته بشه و تمام تلاش های شما از بین بره و شما مجبور بشید دوباره از صفر شروع کنید.  و یکی از کار های من دقیقا همین بود، که با استفاده از این نرم افزار ارزیابی ذخایر انجام میدادم. یکی دیگر از نرم افزار هایی که باهاش کار میکردم نرم افزار arcGIS بود که شاید عنوان این نرم افزار به گوش بقیه آشنا تر باشد چون توی خیلی از رشته های دیگه مثل عمران کاربرد دارد.

من خیلی کار نرم افزاری رو دوست داشتم و برام بسیار لذت بخش بود، به این خاطر که نرم افزار ها، به خصوص نرم افزار های سطح بالای هر رشته معمولا نرم افزار های هوشمندی هستند، نرم افزار هایی هستند که دارای هوش خوبی هستند. معمولا شما لازم نیست به خاطر یک کار کوچیک زمان زیادی رو صرف کار با این نرم افزار بکنید. چون این نرم افزار ها توسط مهندسین برنامه نویسی شدند، با احترام به همه رشته ها اما کسانی که مهندس هستند ، و مهندسی میخونند معمولا ذهن منظم و دقیقی دارند و گره های ذهنی خودشون رو همیشه باز میکنند. نرم افزار ها هم همیشه همینطور هستند. توسط کسانی نوشته شده اند که ذهن منظم و طبقه بندی شده ای دارند و بسیار هوشمند هستند و این موضوع همیشه برای من جالب و لذت بخش بوده است.

دلیل اینکه من به دنبال یادگیری نرم افزار تری دی مکس اومدم این هست که من از کار قبلی فارغ شدم. من آدمی نیستم که خونه نشین باشم، آدمی هستم که همیشه کار کردم، در زمینه های مختلف و متعدد و سختم بود که بخوام خونه بشینم و از طرفی هم به این نتیجه رسیدم که کارهایی مثل کارهای کارمندی و کارهایی که روتین زندگی هستند در حال منسوخ شدن هستند و تا حدی این اتفاق افتاده. اگر دقت بکنید خواهید دید که دنیا در حال حرکت به سمت هوش مصنوعی است و در اینده ای خیلی نزدیک به جایی خواهیم رسید که کارهای مختلف زندگیمون رو رباط های هوشمند انجام بدهند و آدم ها شغل های خودشون رو به آرامی از دست خواهند داد. ما هم برای اینکه بتونیم حیات خودمون رو حفظ بکنیم باید در این چرخه قرار بگیریم. البته نه به صورت اغراق آمیز و اینکه بخوایم از زندگی خودمون کنده بشیم ولی باید توی این فضا قرار بگیریم. من فکر میکردم به اینکه چه کاری میتونم انجام بدم و چه برنامه ای میتونم داشته باشم که هم در این فضا باشه و اینکه متناسب با سرمایه و انرژی ای که میخوام صرف بکنم باشه و به خصوص چون پسرم کوچیکه و من اعتقاد دارم که باید برای فرزند سرمایه گذاری عاطفی، فکری و معنوی داشت، چون بچه تا قیامت هرکاری که بکنه، چه خوب، چه بد، به نظر من پدر مادر توی اون نقش دارند. به خصوص در پایه فکری بچه، یه جاهایی انتخاب خود آدمه ولی یه جاهایی که ریشه و اصالت خانوادگی دخیل است، پدر و مادر باید زمان و انرژی بگذارند.  به همین علت علاقه مندی های خودم رو نوشتم. دنبال کاری میگشتم که اون زمان لازم رو برای بچم داشته باشم و روحیات خودم رو به چالش بکشم و ازون فضای یک دست و یکنواختی که توی این یکی دو سال داشتم خارج بشم. این پیله رو بشکنم و بیرون بیام.

پس از نوشتن علاقه مندی ها روی اون ها تحقیق کردم که ببینم کدام یک در توان من و در انرژی من و موازی با نگاه من نسبت به آینده است. به طور مثال یه بخشی از علاقه مندی های من همیشه داشتن یک کارخونه بوده و توی کارخونه من به محصولاتی فکر میکردم که به این سادگی کهنه نخواهند شد پس از تحقیقات به این نتیجه رسیدم که موضوعی مثل آب همیشه برای بشر موضوعی چالش برانگیزه و تا آخر دنیا بشر به آب احتیاج داره و در حال حاضر ما میبینیم که کشور های که دارای آب خوب و طبیعت خوبی هستند، پیشرفت های بسیار خوبی دارند و یه جورایی قدرت دست این کشورهاست. یک اصطلاحی هست شاید شنیده باشید که میگن جنگ آینده، جنگ آبه. و به همین دلیل من روی کارخونه آب آشامیدنی و آب معدنی تحقیقات مفصلی کردم. پیرامون امکانات و تجهیزات، اینکه این کارخونه باید در کجا راه اندازی باشه و باید دارای چه شرایطی باشه. چقد سود داره یا بازه ی بازگشت سرمایه چقدر است و مسائلی ازین دست.

یکی دیگر از علاقه مندی های همیشگی من کار نرم افزاری است. در رشته خودمون کارها پروژه ایست و برای کار کردن شما میبایست حتما در مجموعه ای قرار بگیرید. کار معدنی، کاری نیست که هرکسی بتواند به تنهایی انجام دهد چون یک سرمایه گذاری خیلی کلانی میخواد، یک پشتوانه ی عظیم مالی میخواد که خب در توان من نیست. یکی دیگر از علاقه مندی های من بحث طراحی معماری بود. طراحی داخلی و خارجی. چیزی بود که همیشه علاقه مند بودم تا یادبگیرم. راجع به این موضوع هم تحقیق کردم تا رسیدم به نرم افزار تری دی مکس. مطالب بسیاری راجع به این نرم افزار خوندم و برایم خیلی جالب بود، با افراد مختلفی صحبت کردم که در این زمینه کار کرده بودند. دوستانی داشتم که در زمینه ی معماری فعالیت میکنند. با اون ها صحبت کردم و متوجه شدم که تری دی مکس میتونه یکی از علاقه مندی های من باشه و من میتونم به سمت اون پیش برم. گشتم که ببینم چطور میتونم این نرم افزار رو یادبگیرم. چه سی دی های آموزشی برای این نرم افزار موجوده تا از لیستی بلند بالا به دو گزینه ی محدود برای آموزش این نرم افزار در تهران رسیدم و در نهایت به این جا ختم شد. به خاطر پشتیبانی خوب این مجموعه و استاد عزیزی که در این مجموعه زحمت میکشند و کار آموزش رو انجام میدن. و برام خیلی جالب و دوست داشتنی و لذت بخشه  انجام این کار. گرچه خیلی راه پیش رو دارم برای اینکه بخوام توش پیشرفت بکنم ولی همین بدو کار واقعا جذاب و امید بخشه.

از خصوصیت های دوره برامون بگین؟

باید بگم که به نظر من اصل ویژگی این دوره وجود خود استاد بندری هست.  خلقیات و روحیات شخصی ایشون و اون دل سوزی که برای دانشجوها دارند و افق نگاهی که دارند و حرفه ای بودنشون توی این فضا برای من خیلی جالبه و باعث میشه که شما بتونید یه دوره قوی و پرانرژی رو بگذرونید و مطمعن باشید که به شرط تلاش این دوره آینده داره و اینکه ایشون دلسوزن. چون ایشون آینده‌ی این کار رو میدونن و از سختی هاش عبور کردند، بنابراین میتونند بهترین راهکار و مناسب ترین راهکار رو به شاگرداشون ارائه بدهند البته متناسب با خط و مشی اون آدم. که من فکر میکنم استاد حقا چنین کاری رو در مورد دانشجوهاشون انجام میدهند.

من خاطرم هست که پدرم در گذشته مدیر دبیرستانی که ۱۵۰۰ نفر دانش آموز داشتند. و واقعا کار راحتی نبود. ایشون توی اون دبیرستان هم تدریس میکردند و هم مدیر اون دبیرستان بودند. بچه ها اون زمان دروسی تحت عنوان دروس اختیاری داشتند و معمولا به این صورت بود که یک سری درس های خیلی سبک برای بچه ها میذاشتند که بچه ها بتونند اون دوره رو بگذرونند. پدر من رشته ی خودشون فیزیکه و هنوز که هنوزه ایشون مطالعه میکنند و کتاب از جلوشون برداشته نشده و مقالات روز دنیارو در همون زمینه مطالعه میکنند. ایشون اون زمان برای بچه های دبیرستان، یکی از دروسی که پیشنهاد داده بودند و سرسختانه پاش ایستاده بودند علی رغم مخالفت هایی که میشد، درس نجوم بود. و از همان دوره که ایشون درس نجوم رو به صورت اختیاری در دبیرستان خودشون برگزار کردند دانشجوهای بسیار خوبی ازون دوره برای ایشون به یادگار موندند، من جمله آقای بابک امین تفرشی که منجم بسیار خوبه کشورمون هستند. من یادمه اون اویل که ایشون کارشون رو شروع کرده بودند، مقالاتی که مینوشتند و در مجله نجوم چاپ میشد رو برای پدرم میفرستادند. میخوام بگم که اگر یه کسی دلسوز باشه و نگاه خوب و حرفه ای داشته باشه واقعا میتواند به زندگی دانشجوی خودش، خط مشی و جهت بدهد. فکر میکنم که این خصوصیت توی استاد وجود داره و برای من خیلی جالبه. من همیشه دنبال افراد و آدم هایی بودم که دارای چنین ویژگی هایی باشند و خدا رو شکر ایشون چنین ویژگی هایی رو دارند خیلی بیشتر از چیزی که من الان دارم میگم. من در حد بزاعت خودم میتونم در مورد ایشون صحبت کنم. و به نظرم ویژگی این دوره خود استاد بندری هستند.

اگر کسی از شما راجع به استاد سوالی بپرسه، چه توصیفی از ایشون میکنید؟

حقیقت این هست که من شخصا همیشه دوست داشتم با ادم های حرفه ای کار کنم. چه زمانی که توی رشته ی تخصصی خودم کار میکردم و حتی قبل ترش توی دانشگاه، اساتیدی که میتونستم خودم انتخاب بکنم، همیشه سراغ آدمایی میرفتم که یه جورایی توی اون تخصص خودشون همه چی تموم هستند. به نظر من استاد چنین شخصیتی دارند. یعنی ادمی هستند که توی حرفه ی خودشون، البته بخشی از زمینه های شغلی ایشون رو ما داریم اینجا میبینیم. تا جایی که مطلعم زمینه های فعالیت ایشون بسیار وسیع تره. بسیار انسان حرفه ای و خاصی هستند و نگاه خوب و عمیقی در کارشون دارند. نگاهشون، نگاه گذرا و سطحی نیست و سعی میکنند این نگاه رو به دانشجوی خودشون هم منتقل بکنند. دیگه آدم چی میخواد ازین بهتر؟! به نظر من ادم همیشه باید سراغ جایی بره که چندین و چند پله از خود آدم جلوتر باشند و ایشون واقعا چنین فضای ذهنی و اخلاقی ای رو دارند. از نظر اخلاقی بسیار انسان شریف و محترم و ارزشمندی هستند، به لحاظ حرفه ای هم همینطور و اگر من بخوام توی یک کلمه ایشون رو توصیف کنم میتونم بگم که درجه یک هستند.

دوره رو به چه کسانی پیشنهاد میکنید؟

تری دی مکس نرم افزار بسیار گسترده ای، همونطور که خود استاد هم اشاره میکنند. توی صنایع نظامی، خودرو سازی، هوافضا، معماری و مسائل دیگر بسیار کاربرد دارد. من این نرم افزار رو به کسانی توصیه میکنم که دنبال چالش هستند، دنبال این هستند که ذهن خودشون رو دچار افت و خیز بکنند و نمیخوان که توی زندگی یک سبک روتین و یک دست و یکنواختی رو داشته باشند. کسانی که دوست دارند تلاش بکنند و حاصل تلاش خودشون رو ببینند. کسانی که دوست دارند فکرشون پویا باشه و این چالش های ذهنی رو دوست دارند و به درگیری ذهنی پیرامون کاری که انجام میدهند علاقه مند هستند. و من فکر میکنم این نرم افزاری است که میتواند چنین بلایی را البته بلای شیرین! بر سر آدم بیاورد. برای کسانی که میخوان کاری رو برای خودشون داشته باشند و صاحب اون کار و مجری اون کار خودشون باشند خیلی گزینه ی خوبی است. نکته حائز اهمیت آن است که چون شما با نرم افزار کار میکنید میتوانید این شغل را در منزل یا در هر جای دیگری داشته باشید و الزام به این نیست که شما حتما زمان های مشخصی رو در محیطی مشخص قرار بگیرید. و یه جورایی کسایی که سرشون درد میکنه برای فعالیت هایی که به روزه و شما میتونید هر روز اتفاقات جدیدتری رو در اون تجربه کنید.

حرف آخر!

من در خانواده ای بزرگ شدم که پدر و مادرم هر دو فرهنگی بودند و سه تا برادر دارم که از قضا هر چهارتامون رشته معدن خوندیم. برادر بزرگم دکترای ژئوفیزیک دارن از دانشگاه تهران. برادر دومم مهندسی معدن خوندن و برادر کوچکم هم ارشد مهندسی معدن. توی زندگیم، نگاهی که پدر و مادرم همیشه به من داشتند به عنوان یک دختر این بوده که باید آزاد باشی تا بتونی انتخاب بکنی و من هیچوقت به خاطر ندارم که پدرم یا مادرم بگن که این کار درست، این کار غلط است، یا اینکارو بکن، این کارو نکن! یه جورایی من همیشه با نگاه کردن ازشون یادگرفتم. پدرم همیشه یک تکه کلامی داشتند و همیشه میگفتند که اگر کسی نظم نداشته باشه به جایی نمیرسه. این جمله همیشه گوشه ذهن من بود و همیشه سعی میکردم که همه کارام روی نظم باشه. من سه تا رشته ورزشی رو به شکل حرفه ای دنبال کردم. تکواندو، والیبال و دفاع شخصی. پدرم اگر به برادرم میگف ورزش کنید خودشون سه روز در هفته به همراه برادرهام میرفتن باشگاه. یعنی خودشون هم ورزش میکردن. وقتی شما کسانی رو میبینید که خودشون حرف نزده یه الگو هستند این خیلی توی زندگی تاثیر داره. خب من فعالیت های مختلفی انجام دادم. ورزش کردم، کارای سیاسی کردم، کارای اقتصادی کردم، فعالیت فرهنگی و اجتماعی کردم و هرکدوم ازین ها برای من یک بار تجربه ای داشته و خیلی ارزشمند بوده برای خودم به لحاظ اینکه انتخابشون با خودم بوده و در هر کودوم از کارها انرژی صد در صد خودم رو گذاشتم. هیچکودوم برام تفریح و سرگرمی نبوده. نه اینکه لذت نبرم، به این معنی که چون اون کار رو دوست داشتم، تمام انرژیم رو روی اون کار گذاشتم. برای اینکه توی اون کار بهترین باشم و بتونم چیزی که دوست دارم رو در نتیجه ی اون کار ببینم.

یکی از علاقه مندی های دائم من همیشه کتاب بوده. شب که همه میخوابیدن من تازه  شروع میکردم به کتاب خوندن. یادمه مادربزرگم خدابیامرز یه دوره ای پیش ما توی اتاق من بودن. وقتی من رو در حال مطالعه شبانه میدیدن فکر میکردن که در حال درس خوندن هستم و بهم میگفتن سارا جون نخون و استراحت کن. ولی شب که میشد من همیشه یک دنیای دیگری رو با خوندن کتاب آغاز میکردم و اون کتاب ها خیلی به من انگیزه و امید داد و نگاهم رو باز می کرد که به جز چیزهایی که من در اطراف خودم میبینم یا میشنوم چیزهایی دیگری هم هست و همیشه رفتم سراغ چیزی که به اون علاقه مند بودم.

سال های زیادی گذشته، کار های زیادی انجام شده و هرکودوم بار تجربه ی زیادی برای من داشته و مهمتر از همه میتونم بگم الان که راضیم از کارهایی که کردم. شاید آدم فکر کنه شاید بهتر بود برای اون کار کمتر وقت میذاشتم یا برای اون یکی کار بیشتر وقت میذاشتم ولی باز هم با خودم میگم اگر من اون کار رو انجام نمیدادم به این نتیجه نمیرسیدم و این پله پله جلو رفتن برای من پیش نمیومد. بنابراین فکر میکنم که آدم باید توی زندگیش برای چیزی که دوست داره تلاش کنه. البته تنها دوست داشتن مهم نیست، باید یه عقل و درایتی هم پشتش باشه. بعد از تحقیق و مشورت درباره اون کار بخصوص، آدم باید براش کار بکنه، تلاش بکنه و لذتشو ببره. مثلا اون کار فرهنگی که من انجام میدادم بسیار برام لذت بخش بود، چون اثر اون رو میدیدم. شاید کس دیگه از ورزش کردن لذت ببره. به نظرم، آدم باید برای چیزی که دوست داره تلاش بکنه و زحمت بکشه. آدم نباید وقت و زمان خودش رو به بازی بگیره. و این چیزی است که من تجربه کردم، همیشه چیزی رو که از ته قلبم دوست داشتم بهش رسیدم و فکر میکنم خواست خداست. شاید شنیدید که میگن کائنات مثل آینه و کوه میمونه. شما هر ندایی که بدید، همون به سمت شما برخواهد گشت. اگر ندای شما مثبت باشه و خواست شما مثبت باشه همون بهتون برمیگرده. اگر منفی باشه باز همون اثر منفی به سمت شما باز خواهد گشت. بنابراین اول باید بخوایم و برای چیزی که میخوایم باید تلاش کنیم و من پله پله همه این هارو گذروندم. همیشه یکی از علاقه مندی هام طراحی بود. از بچگی وقتی که توی خیابونا راه میرفتم خونه ها رو که میدیدم برام سوال میشد که توی این خونه ها چجور آدمایی زندگی میکنند، چیدمان خونشون به چه شکله و اگر من بودم ظاهر این خونه رو به چه شکل درست میکردم و گذشت و یه جورایی این آرزو و علاقه خاک خورد تا اینکه من خیلی چیز هارو تجربه کردم و به این نقطه رسیدم و باز به اون چیزی رسیدم که خیلی دوسش داشتم و امیدوارم که بتونم توش موفق باشم و به همه پیشنهاد میکنم که برن دنبال چیزی که میخوان، دنبال چیزی که دوست دارند . براش تلاش کنند. تلاش از همه چیز مهمتره. یه نقل قولی هست که من از بچگی توی یک تقویم کوچیک خوندم و توی ذهنم مونده و اون اینه که یه فیلسوف چینی میگه که آدم ها سعی میکنن وقت کشی کنند اما اگر نگاه بکنید خواهید دید که این وقت یا زمانه که آدم هارو میکشه.

برای ارسال نظر و یا پاسخ به نظرات دیگران لطفا در سایت ثبت‌نام نمایید و یا در صورت عضویت ابتدا از بخش ورود لاگین فرمایید.

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید