خودتون رو معرفی کنید و بگید که کلا چجوری با کلاس تری دی مکس آشنا شدین ؟

مجتبی برزگر هستم متولد سال ۱۳۶۸ ، رشته تحصیلی من کامپیوتر بود ،اون زمان موقعی که میخواستم رشتم رو انتخاب کنم خودم گرافیک دوست داشتم ولی به پیشنهاد خانواده کامپیوتر رو ادامه دادم ،  وقتی وارد کامپیوتر شدم توی هنرستان و توی دانشگاه با نرم افزار طراحی فتوشاپ آشنا شدم ، که این نرم افزار باعث شد که من علاقم رو نسبت به گرافیک بیشتر ببینم ، بعد از دوره فوق دیپلم ، همزمان با دوره لیسانس وارد بازار کار شدم ، و به عنوان یک مبتدی در شرکت صنایع غذایی الیت در قسمت گرافیک مشغول به کار شدم ، در شرکت با نرم افزار طراحی ایلستریتور کار میشد ، من اون نرم افزار رو یک ماه با کمک بقیه بچه ها کار کردم و حتی کلاس هم ثبت نام کردم ولی نتونستم با نرم افزار ارتباط برقرار کنم ، شرکت دارای دو بخش مارکتینگ و گرافیک بود ، به من پیشنهاد شد همزمان با کار در بخش گرافیک ، مارکتینگ هم یاد بگیر ، پس از یادگیری مارکتینگ ، به علت عدم برقراری ارتباط با نرم افزار ، مارکتینگ رو ادامه دادم ، و بعد از یکسال کار در بخش مارکتینگ که با درسم هم همراه بود ، به پیشنهاد برادرم وارد بازار شدم و در بازار با گرفتن سفارش قطعات صنعتی چه از لحاظ ساخت و چه از لحاظ تعمیری ، با گرفتن نمونه ، در صورت گرفتن تاییدیه ، برای افراد خرید انجام میدادم ، دو سال مشغول به این کار بودم ، سپس مشغول کار در اسنپ شدم ، با اتمام دوره لیسانس به علاقه خودم برگشتم و با جست و جو در اینترنت ، با مرکز ملی سه بعدی ایران آشنا شدم و یک جلسه رایگان با استاد بندری کلاس برداشتم ، طرز درس دادن ایشون حتی در همان سه ساعت اول من رو مجذوب خودشون کرد ، به علت عدم توانمندی جمعی از دوستانم در اجرای پروژه ها که در گذشته با اونها آشنا بودم و با دیدن پروژه های مرکز ملی چه در سایت ، چه پروژه هایی که همان جلسه اول استاد نشون دادن و مقایسه ای که انجام دادم ، دیدم اصلا قابل قیاس نیست و من در سه ماه به راحتی میتونم اون ها رو انجام بدم ، پروژه هایی مثل برج میلاد ، ساختمان بیمه و …

کلاس رو ثبت نام کردم ، یادمه من به طور کلی نوت برداری نمیکردم ، پس از گذشت چند جلسه ، با تمجید های استاد از افرادی که پروژه ها رو به خوبی انجام میدادن که من هم از جمله ی اون افراد بودم و با انگیزه های استاد ، پروژه اول رو در شانزده ، هفده ساعت در سک روز  انجام و به پایان رسوندم   ،  پروژه دوم که ساختمان گلستان بود با انبوهی از آبجکت ها روبرو شدم ، ابزار هایی که در پروژه دوم استفاده میشد کاملا متفاوت بود ، ابتدا فکر میکردم عدم نوت برداری یه جورایی تنبلی به حساب میاد ، ولی سر پروژه دوم و سوم به بعد ، دیدم یه جاهایی رو بدون دیدن ویدیوی استاد خودم به تنهایی مدل سازی میکنم که این ، خیلی در سرعت بخشی به من کمک کرده بود ، همزمان من کلاس زیبراش هم ثبت نام کرده بودم ، پس از گذشت چند جلسه ، رسیدیم به طراحی ماهیچه و آناتومی بدن ، با اینکه استاد نگفن کارت عالیه ، ولی با دادن انگیزه های مستمر ایشون ، گفتن با انجام پروژه ها ، همین فرمون رو ادامه بدی ، من خودم کمکت میکنم که رزومت رو آماده کنی و بفرستی ، بعد از این مدت به دلیل مشکل نظام وظیفه ای که داشتم ، به من خبر دادن که نمیتونی نظام وظیفه رو بخری و شرایط جور نیست ، پس از پیگیری ها بسیار ، اطمینان پیدا کردم که شرایط برای خریداری سربازی جور نیست ، خیلی سریع به سراغ انجام کار و وارد شدن به یک حرفه  رفتم ، استاد علاوه بر من به همه بچه ها به غیر از کلاس تری دی ، راهنمایی های در عرصه های مختلف مثل تجارت و کار و … انجام میدادن که من و بقیه بچه ها خیلی از صحبت هاشون استفاده میکردیم ، استاد در هر زمینه ای مرحله به مرحله ما رو راهنمایی میکردن و میگفتن باید چگونه اون کار انجام بشه ، استاد بعد از کلاس حدو چهل دقیه الی یک ساعت ف صبر میکردند و تمام بچه ها تمام راهنمایی ها و جواب سوالاتشون رو میگرفتن ، یادمه یک بار انقدر سوال پرسیده بودم ، قبل از کرونا ، برای مسائلی مثل صادرات و … ، گفتن خب مجردی ، ساکت رو جمع کن ، اشکالی نداره ، برو چند ماه سمت بندر ، حتی شده پای مرغ بهداشتی ، مشتریش رو پیدا کن و بفروش ، روحیه های ایشون به من و بچه های دیگه ، خیلی از بچه ها جدا از کلاس تری دی دنبال کار های دیگشون هم هستن ،

جدایی از این که آموزشگاه واقعا آموزشگاه خوبی در زمینه تری دی و طراحی هست ، حتی برای منی که رشتم کامپیوتر بود ، من تونستم انجامش بدم ، قصد گفتن برند آموزشگاه رو ندارم ، استاد بندری فردیست که شما تنها با ایشون کلاس تری دی بر نمیدارید ،  استاد با سوالاتی که میکنن ، کم کم راه درد و دل  بچه ها و راحتیشون رو باز میکنن ، استاد قشنگ به بچه ها توضیح میدادن و زمان میزاشتن و همه بچه ها رو راهنمایی میکردن ، کلاس تری دی استاد بندری کلاسی هست که واقعا من هنوز که هنوزه ، بعضی وقتا وقت میگیرم که بیام پیش استاد و ازشون مشاوره میگیرم ، استاد واقعا تجربه های بسیار زیادی دارن و راه و چاه و رو کاملا به ما نشون میدن

حرف آخر :

من حرف آخرم این هست که ، زمانی که یک نفر پیدا میشه که میتونه کاملا خالصانه یک کمکی بکنه ، حتی با صحبت یا نشون دادن راهی ، آدم باید همون لحظه بدون فکر انجام داد ، بعضی وقت ها فکر کردن به این موضوعات به گونه ای سمه ، خو من اگر یک سال و نیم پیش حرف های استاد رو گرفته بودم میرفتم دنبالش ، حداقل حداقل النش این بود که من این کار رو کردم و انجامش دادم و تجربش رو بدست میاوردم ، با این حال الان میخوام کارهایی که استاد گفتن رو انجام بدم و هنوز هم انگیزه دارم که این کار هم باعث برقراری ارتباط با بقیه میشه و فکرمم نسبت بهش خوبه با اینکه اون موقع باید این فکر رو میکردم ولی جرعتش رو پیدا نمیکردم و همش میگفتم نه ، اینجا تو رفاهم ، خونم اینجاست ، سخته برم یک شهر دور ، الان متوجه شدم این صحبت ها نیست ، صحبت من با افرادیه که میخوان با استاد بندری کلاس بردارن ، بدونن جدا از این که وارد کلاس طراحی سه بعدی میشن ، جدا از گرفتن راهنمایی های ایشون در تمام زمینه ها حتی کار خودشون ، تا اون جایی که میشه سعی کنید در لحظه همون کار رو انجام بدین ، من اشتباه کردم با صحبت با دیگران و تحمیل شدن ذهنیت دیگران به من ، باعث شد من کارم رو بندازم عقب ، توی این یک سال ونیم هم کار های دیگه کردم ، اما باز برگشتم به کاری که استاد گفتن که برم شروع کنم ، آخرش ، تهش اینه که اون کاره انجام نمیشه ولی یه چیزایی رو یاد میگیری که با افراد دیگه ارتباط برقرار میشه و قطعا بهتر از اینه بشینی اینجا وذهنیت دیگران رو در مغزت بپرورونی که نمیتونی بازم به اون ایده ای که تو شخصیت خودت هست برسی ، یادمه استاد گفتن هر کسی ایده درون داره ، اگر اون ایده درونش رو پیدا کنه میتونه به بهترین نحو انجامش بده