مسعود واشقانی فراهانی هستم، متولد بهمن ۱۳۶۷. سی و دو سالمه. از هفده سالگی من متوجه شدم که علایقم در رشته و حوزه ی گرافیکه.

من اولین کامپیوترم رو توی ۱۵ سالگی پدرم برام گرفت.  کسانی که تجربه کار با پینت رو دارند میدونن که این نرم افزار یک نرم افزار طراحی پیشفرضه  برای ویندوز و میدونند که چقدر کار با این نرم افزار ساده و مهمتر ازون کارهایی ساده ای هم میشه با این نرم افزار زد. من در داخل این نرم افزار حتی خودرو هم طراحی کردم، احجام سه بعدی طراحی میکردم تا اینکه گذشت و دیدم که من خیلی به این حوزه علاقه دارم. واقعا یکی از حوزه های مورد نظر خودمه. خلق کردن خیلی زیباست منم عاشق آفرینشم.

توی هفده سالگی که میخواستم وارد دانشگاه بشم خودم علاقه داشتم که گرافیک بخونم ولی ازونجایی که والدین من معتقد بودند که این حوزه، حوزه ی درآمد زایی نیست و شاید بعدا تامین کننده نیاز مالی من نباشه، من وارد رشته اقتصاد شدم. شاید اقتصاد بزرگترین، سختترین و چالش برانگیزترین حرکت زندگی من بود. چون هرچی میرفتم جلوتر بیشتر توش غرق میشدم. اصلا علاقه ای به این حوزه نداشتم. ولی به هر سختی که بود من دانشگاه رو تموم کردم.

دوران تحصیل من زیاد طول کشید، چون فکرم همش دنبال گرافیک و طراحی بود. در دوران دانشجویی با شرکت های متعددی کار میکردم. طراحی لوگو، بنر، استن و بیلبورد. حتی با کشور هایی مثل آلمان و استرالیا هم کار کردم. از طریق شرکتی که توش کار میکردم، اون ها کار میگرفتن و طراحی گرافیکی رو من براشون انجام میدادم.  تمپلیت یک سایت لباس برای استرالیا طراحی کردیم و برای یک کلینیک دندانپزشکی در آلمان لوگو زدیم و به همین شکل میرفت جلو و من دستم بازتر و بازتر میشد ولی نرم افزار هایی که من باهاشون کار میکردم برای من کوچک و کوچکتر میشد. چون اون چیزی نبود که من میخواستم. من سینما رو میدیدم، مخصوصا سینمای هالیوود. جلوه های ویژه رو میدیدم، متحرک سازی هارو میدیدم. کاراکتر ها و مدل سازی هایی که میکردند رو میدیدم. این باعث میشد که عطش من بیشتر بشه که سمت نرم افزاری سه بعدی برم که بتونه نیاز من رو برطرف بکنه.

 من در حال حاضر جایی کارمیکنم که حوزه فعالیتش صنعت قهوه است. در این صنعت ما نیاز به انواع پکیج و بسته بندی داریم و برای این پکیج ها نیاز به نرم افزار سه بعدی داریم. چون ما بعضی جاها اون عکس هایی که میخوایم رو نمیتونیم داشته باشیم یا به عکاس دسترسی نداریم یا عکس اونقدر شارپ نیست که ما بتونیم توی سایت ازون استفاده کنیم. مجبوریم که از مدل های سه بعدی استفاده کنیم. زوایای مختلفی، که بتونیم اون رو هر لحظه رندر بگیریم و ازش استفاده کنیم. این باعث شد که من به سمت نرم افزار تری دی مکس بیام.

چرا نرم افزار تری دی مکس رو انتخاب کردم؟ چون نرم افزار تری دی مکس نرم افزاری بود که وقتی توی اینترنت جستجو میکردم میدیدم اکثر افراد دارن با این نرم افزار کار میکنند و آموزش های بهتری هم میشه برای اون پیدا کرد چون نرم افزار غالبیه توی ایران. به همین دلیل رفتم سمت تری دی مکس. آموزشگاه رفتم. سی دی خریدم. دانلود کردم ولی هیچکودوم ازون ها جوابگوی نیاز من نبود. معلوم بود که هرکسی یک مختصر اطلاعاتی از نرم افزار وارد کرده و گفته که خب تری دی مکس همینه. جالب اینجاست که روی پکیج ها از عناوین صفر تا صد استفاده میکردند ولی وقتی شما محتوا رو میدید متوجه میشدید که هیچی نداره و اون رو خودتون هم میتونستید راحت یادبگیرید. این باعث شد که من به دنبال یک آموزشگاه خوب برای این حوزه بگردم. و دستم رو توی حوزه ی تری دی مکس باز کنم که بتونم خودم رو توی این شرکت مستقر و ثابت نگه دارم.الان شما اگر دقت کنید کسانی که علم بالایی دارند برای فعالیت توی این شرکت ها اون افراد افرادی هستند که همیشه توی این شرکت ها ثابت اند. افرادی هستند که قوی اند، افرادی هستند که میخوانشون و به قول معروف نمیتونن بهشون بگن که بالای چشمت ابرو است. برای همین شما هر نرم افزاری رو که میخواید یادبگیرید باید به شکل تخصصی اون یادبگیرید و با تک تک پارامترهاش بتونید آشنا بشید. خیلی جالبه که من اون اوایل که با نرم افزار هایی مثل فتوشاپ و ایلاستریتور آشنا شدم، با اینکه این ها نرم افزار های بسیار جامعی هستند ولی فقط در حوزه ی دو بعدی قابل استفاده هستند. و من داشتم ازین نرم افزار ها در حوزه سه بعدی استفاده میکردم. درسته که توی ورژن های بالاتر فتوشاپ ابزار های سه بعدی هم اضافه شده و خب حرفه ای نیست. ولی من داشتم در محیط دو بعدی فتوشاپ و ایلاستریتور، سه بعدی خلق میکردم. ولی این نرم افزار ها پاسخگوی نیاز من نبودند. چون محیط ذهنی من سه بعدی بود. من افکار خیلی بزرگتری داشتم. رویاهای خیلی بزرگتری داشتم. من به بیزینس های بزرگ فکر میکردم. و متوجه شدم این نرم افزار ها تا حدودی میتونند پاسخگوی نیاز من باشند. به همین علت سعی کردم یه نرم افزار سه بعدی پیدا کنم و خودم رو با اون آشنا کنم و با اون نرم افزار شروع کنم به کار.

رفته رفته هم متوجه میشدم که همه جا به حوزه سه بعدی احتیاجه. مثلا الان چند سالی هست که برای شهرداری، شما میبایست سازه خودتون رو به صورت سه بعدی طراحی کنید تا کارتون پیش بره. در غیر اینصورت هیچگونه مجوزی برای ساخت به شما تعلق پیدا نخواهد کرد. خب من خودم گفتم چی بهتر ازین. من که یه فضای ذهنی باز دارم و دنبال آرزو های خودم دارم میرم. آرزوهای من هم آرزوهایی سه بعدی و حجیم مثل طراحی اتوموبیل و سازه بود و دوست داشتم توی همه این زمینه‌ها تخصص داشته باشم. چون اینطور نبود که من فقط دوست داشته باشم سازه ای رو بسازم یا یک اتوموبیلی رو طراحی کنم، سه بعد یعنی همه چیز. هرچیزی که اطراف ما هست، سه بعدیه و من مجبور بودم که یادبگیرم. بقیه هم مجبور خواهند شد که یادبگیرند.

من موقعی داشتم به دنبال آموزش مناسب توی اینترنت میگشتم، واقعا نا امید شده بودم. با خودم فکر میکردم که من چطور باید این نرم افزار رو یادبگیرم. حتی کارای کسایی که خارج از کشور بودند رو از سایت های خارجی نگاه میکردم. و با خودم میگفتم که خب بلخره اینا از یه جایی گرفتن. حتما که اینا یه استاد خوب دارن، چطور توی ایران چنین چیزی نیست. چرا توی ایران همچین منبعی وجود نداره. توی همین جستجو ها به سایت مرکز ملی سه بعدی ایران برخوردم. سایت رو باز کردم. همون لحظه اول که یه صدایی در مورد تری دی مکس و دنیای سه بعدی صحبت میکرد من رو جذب کرد. رفتم متنی که توی سایت بود رو مطالعه کردم. همونجور که میدونید اون سایت اول هم سایتی بود که بیشتر به شکل متنی بود. متن هارو خوندم. درباره ی ترس ما از تری دی مکس توضیح داده بود. درباره ی پیشرفت ما صحبت کرده بود که چطور باید پیشرفت کنیم. از کجا میبایست شروع کنیم. نوشته شده بود که به استادی نیازه که با تمام زیر و بم نرم افزار آشنا باشه. این مطالب خیلی برام جالب بود. مخصوصا وقتی فهمیدم تمام این محتوای آموزشی که شاید هزاران ویدیو آموزشی بود که زیر هم لیست شده بود، به صورت رایگان بود. یعنی من راحت میتونستم همه رو دانلود کنم. با خودم گفتم مگه میشه این حجم از اطلاعات اون هم به صورت رایگان؟! تا اینکه با این صحبت استاد عزیزم آقای مهدی بندری برخوردم که میگفتن ما این آموزش هارو تهیه کردیم تا تمام افرادی که علاقه دارند و افرادی بی بزاعت هستند و نمیتونند این آموزش هارو تهیه کنند یا توی کلاس حضور داشته باشند بتونند آموزش ببینند و ازون پیشرفت عقب نمونند. برای من مهمترین داستان همین بود که یه فردی اینقدر شریف باشه و اینقدر دل گنده باشه که بتونه تمام این زحمات خودش رو که این ویدیو هارو تهیه کرده با دست باز توی سایتی قرار بده که بقیه بتونند بیان و از این آموزش ها استفاده کنند. این نکته خیلی برام جالب بود. اول از همه همین نکته من رو جذب کرد که کسی دنبال قسمت مالی قضیه نیست. دنبال یادگیریه. دنبال پیشرفته تمام کساییه که استعداد دارند ولی نمیتونند هزینه کنند. قراره از اون آدم ها ایده های بزرگی خلق شه که از کسایی که شاید دارند توی اون کلاس شرکت میکنند، خلق نشه. با خودم گفتم مطمعنا چنین فردی توی آموزش خودش کم نخواهد گذاشت. و ازون ویدیو ها قشنگ مشخص بود که یه کسی نشسته و تمام زیر و بم نرم افزار رو درآورده. با خودم گفتم که چی بهتر ازین فرصت. دقیقا هفت سال پیش بود که من تماس گرفتم و اومدم و اتفاقا همون روز آقای بندری تشریف داشتند. منم یه خورده استرس داشتم چون هیچ شناختی نداشتم و میخواستم با یکی از بزرگ های این کار صحبت کنم. وارد اتاق شدیم و صحبت کردیم. صدای بسیار گرم، صدای بسیار پخته و بسیار متواضع. این ها باعث شدند که من بگم حتما توی این کلاس شرکت خواهم کرد. البته من توی اون دوره محدودیت هایی داشتم که واقعا نمیتونستم سر کلاس حضور پیدا کنم. ولی خیلی اعتماد به نفس گرفته بودم. خیلی من رو تشویق کردند. من توی تری دی مکس چند تا کار زده بودم با همون آموزش هایی که قبلا دیده بودم. اصلا به من نگفتن که این کارها ابتدایی است. گفتن چقدر عالی! چقدر حرفه ای. همین باعث شد من رغبت پیدا بکنم که توی این کلاس ها شرکت بکنم. که این فرصت هم برام پیش اومد و من توی این کلاس ها شرکت کردم و ثبت نام کردم.

میخوام حالا در مورد خود آقای بندری صحبت کنم. اقای بندری به نظر من خیلی انسان شریفی هستند. در بسیاری از زمینه های شغلی تخصص دارند. وقتی باهاشون صحبت میکنید متوجه میشید که ایشون نه تنها در زمینه ی تری دی مکس. بلکه در بسیاری از زمینه های دیگر حرفی برای گفتن دارند. این تنها بخش کوچکی از اون مهارت های استاده.

من روز اول که اومدم اینجا حتی پیرامون انیمیشن سازی هم صحبت کردم. چون ما اینجا رویکردمون معماریه. برای من مثال قشنگی زدند و گفتند فرض کنید مقصد شما مازندران باشد و شما قصد حرکت از تهران رو داشته باشید. برای رسیدن به مازندارن شما میبایست مسیری رو طی کنید. انیمیشن هم به همین ترتیبه، شما برای رسیدن به انیمیشن میبایست از مدلسازی عبور کنید و اون مسیر مدلسازی همینجا خواهد بود. و گفتند که من به شما قول میدهم که مدل سازی رو به شما یاد بدهم. بخش بعدی رو هم به شما لینک میدم. خوبیش اینه که شما وقتی میاید اینجا ایشون به قدری دستشون بازه که حتی اگر فرصت نکنند میتونند شما رو لینک بکنند به کسانی که بزرگ این کارند و مهارت های کافی دارند و شما میتونید خودتون رو توی همه ی زمینه ها قوی کنید.

من این دوره رو به همه پیشنهاد میکنم. حتی کسانی که درگیر حوزه گرافیک و سه بعدی هم نیستند. چرا که مطمعنا این مهارت جایی از زندگیشون به دردشون خواهد خورد. همینجور که ما داریم جلو میریم میبینیم در بخش های مختلف زندگی، موقعیت های پیش میاد که مجبوریم از این نرم افزار استفاده کنیم. یادم میاد در همون ملاقات اولی که با اقای بندری عزیز داشتم، ایشون مثال خیلی قشنگی برای من زدند. گفتن که گاهی توی زندگی پیش میاد که شما مجبور میشید از این نرم افزار استفاده کنید. به اینصورت که مثلا شما کارخانه داری هستید و یک سوله ای دارید که میخواهید یک سری بار رو توی اون سوله بچینید. این جا چقدر تری دی مکس به کار شما میاد. اصلا لازم نیست شما طراحی خاصی انجام بدید و یک سوله ی خوب مدل سازی کنید ولی میتونید با همون مقیاس هایی که توی نرم افزار وجود داره، تخمین بزنید چند بار میتونید توی اون سوله جا بدید. این نشون میده که تری دی مکس میتونه در بسیاری از مراحل زندگی مفید باشه. پس خیلی خوبه که آدم بتونه این مهارت رو توی خودش تقویت کنه. من به همه پیشنهاد میکنم که این نرم افزار جالب رو آموزش ببینن.

من یک اشتباهی کردم و دوست ندارم که بقیه عزیزان و کسانی در حال تماشای این ویدیو هستند، اون اشتباه رو تکرار کنند. من خیلی وقتم رو ارزون توی دورانی که داشتم دانشگاه میرفتم و توی رشته ای که دوست نداشتم، فروختم! من اصلا دوست ندارم که این اتفاق رو کس دیگری هم تجربه کنه. چون خیلی حس بدیه. زمان همینجور در حال عبوره. فک نکنم هیچ چیزی بتونه اون زمان از دست رفته رو جبران کنه. دانشگاه خیلی خوبه به شرطی که در حوزه فعالیت مورد علاقه خودتون باشه و اون چیزی که دوست دارید رو ادامه بدید و من متاسفانه به خاطر موقعیتی که توش بودم و تشویق افراد مختلف زندگیم و حمایت خانوادم توی چیزی که دوست نداشتم، مجبور شدم الکی زمان بذارم ولی اخرشم مجبور شدم دوباره برگردم سر خونه ی اول، گرافیک و حوزه سه بعدی رو ادامه بدم. تنها چیزی که میتونم بگم اینه که هیچ چیزی جایگزین زمان از دست رفته ی شما نمیشه، شما اول و اخرش به اون چیزی برمیگردید که بهش علاقه دارید، پس فرصت هاتون رو از دست ندید. با یک رویکرد جدید، قوی تر از همیشه به دنبال علاقتون برید. مطمعنا رمز این موفقیت در برگشتن به خواسته و آرزوهای ذهنی شماست.

برای ارسال نظر و یا پاسخ به نظرات دیگران لطفا در سایت ثبت‌نام نمایید و یا در صورت عضویت ابتدا از بخش ورود لاگین فرمایید.

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید